خیابان نواب

محمد علی سپانلو – نواب

به پاس باد که در سطح ذهن ما برخاست
و از سطوح خیابان خزید و در خلل دنج شهر‌ها سر کرد
که از محله سردشت می‌گذشت
و در سه راهی نواب مضطرب می‌شد
و از کنار نگهبان پست می‌لغزید
و عطر منتشر یخ بود
که در هوای بهاری طواف داشت
و پشت پنجره یک لحظه، مثل انسان بود
و موج می‌زد و می‌غلتید
و روی گرده میدان به احتیاط می‌آمد.

منظومه تهران: پیاده روها، ۹۵

تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۸۴

محله ها جا عوض می کنند

پامنار به پاریس می آید

نواب به مخبرالدوله می رسد

تا «امیر خواتین» با اسب سفید وحشی

از آن بگذرد

چه بود صحبت این پایتخت؟

غرغر دودآلودی از گلوی غول خجول

کاشف از یاد رفته، تهران: انتشارات نگاه ۱۳۸۷، شبح ،۶۱


0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *