خیابان شاه آباد

جلال آل احمد – شاه آباد (حدفاصل میدان بهارستان تا چهارراه مخبرالدوله)

زیره چی یک بار با یکی از رفقای خود در خیابان شاه آباد به یکی از همین تفنگ به دوش‌ها برخوردند. او باز بی‌اختیار شد و قدم‌هایش خود به خود آهسته گردید و مات و مبهوت به تفنگ نو و براق روی دوش نظامی زل زده بود.

سه تار: آرزوی قدرت،۱۱۱

تهران: انتشارات فردوس،۱۳۷۶

در ایستگاه شاه آباد چند نفر پیاده شدند هاجر هم به دنبال آنان چادر نماز خود را به دور کمر پیچید و از ماشین پیاده شد. خودش هم نفهمید چرا چند دقیقه‌‌ همان جا که پیاده شده بود ایستاد:

-إوا! چرا پیاده شدم؟ هیچ وقت شاه آباد کاری نداشت. ولی هر چه بود پیاده شده بود. ماشین هم رفت و دیگر جای برگشتن نبود.

سه تار: لاک صورتی، ۳۰

تهران: انتشارات فردوس،۱۳۷۶


0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *