نوشته‌ها

غزاله علیزاده - سعدآباد

/
در را باز کردند، مرد پشت رل نشست و از خانه بیرون آمد در کوچه…

غزاله علیزاده - زعفرانیه

/
در را باز کردند، مرد پشت رل نشست و از خانه بیرون آمد در کوچه…

غزاله علیزاده - الهیه

/
در را باز کردند، مرد پشت رل نشست و از خانه بیرون آمد در کوچه…

غزاله علیزاده - دربند

/
در را باز کردند، مرد پشت رل نشست و از خانه بیرون آمد در کوچه…

غزاله علیزاده - باغ ملی

/
عصرها یکی دو ساعت در باغ ملی می‌نشست، با پیرمردها حرف می‌زد و شعرهای…

غزاله علیزاده - ابن بابویه

/
در ابن بابویه یک حجره دارند، مقبره خانوادگی، نسل در نسل آنجا ب…

غزاله علیزاده - فیشر آباد

/
دوری زدند به فیشر آباد وارد شدند، اواسط خیابان برابر بنایی ب…

غزاله علیزاده - میدان فردوسی

/
سوار ماشین شد، در کوچه پسکوچه‌ ها برف‌های سایه‌خیر کثیف و خاک…
,

غزاله علیزاده - باغ برق منطقه ۱

/
فکر کرد سفیدی برف خوب است، شبیه مرگ و کفن، فکر دلش می خواهد وقت…

غزاله علیزاده - هتل کنتینانتال (لاله)

/
تاکسی نسترن مقابل ورودی مهمانسرای کنتینانتال ایستاد و دختر کرا…