آرامگاه ظهیرالدوله

ظهیرالدوله می‌تواند به قطب گردشگری ادبی تبدیل شود

ظهیرالدوله، می‌تواند به یکی از قطب‌های گردشگری تهران تبدیل شود؛ گورستانی که ملک‌الشعرا بهار، روح الله خالقی، فروغ فرخزاد و یک روز ابوالحسن صبا در آن آرمیده بودند؛ سیل آمد و صبا را با خود برد آنها هم که ماندند روزگار خوشی ندارند چون کسی نیست که متولی گردشگری باشد.

وقتی از پله های متروک گورستان ظهیرالدوله پایین می روی، ساختمان قدیمی خانقاه با چند ردیف صندلی‌های کهنه و قدیمی و سنگ قبری در میانه آن روبه روی توست. اینجا آرامگاه میرزا علی خان دولوی قاجار، ملقب به ظهیرالدوله است که در سال ۱۲۸۱ه. ق به دنیا آمد و پس از مرگ پدر که وزیر دربار ناصرالدین شاه قاجار بود بر جای او تکیه زد. در سال ۱۳۰۳ به جرگه مریدان صفی علیشاه پیوست و به سال ۱۳۱۷ ه.ق با راه اندازی انجمن اخوت در ضلع شرقی میدان فردوسی، سیاست و طریقت را به یکدیگر گره زد؛ انجمنی که ۱۱۰ نفر از روشنفکران و اصلاح طلبان، عضو آن بودند و می کوشیدند تا به مبارزه با استبداد و خرافات بپردازند؛ انجمنی که پس از به توپ بسته شدن مجلس در دوران استبداد صغیر، به اتهام همکاری با مشروطه خواهان ویران شد و اثاث آن به غارت رفت و ظهیرالدوله بر آن شد تا ملک خود، در نزدیکی امامزاده قاسم شمیران را، وقف خانقاه و انجمن کند و مسیولیت اداره آن را نیز به انجمن اخوت بسپرد؛ انجمنی که دیگر، هیچ نام و نشانی از آن باقی نمانده است؛ میرزا علی خان دولوی قاجار در سال ۱۳۴۲ هجری قمری در گذشت و پیکرش در همان جایی به خاک سپرده شد که امروز گورستان ظهیرالدوله نام دارد.

ظهیرالدوله از پایه گذاران نمایش در ایران و بانی نخستین ارکستر ملی بود. او برای اولین بار توانست، با کمک پدر ابوالحسن خان صبا و پدر رهی معیری در باغ خانقاه کنسرتی ترتیب دهد. اگرچه، حالا گورستان ظهیرالدوله، بزم خاموش کسانی است که ایران را به نوا و ترانه مهمان کردند: غلامحسین درویش خان، رضا محجوبی نوازنده مشهور ویولن که از فرط عشق به موسیقی رضا دیوانه نام گرفته بود، حسین یاحقی از نخستین نوازندگان ویولن ایرانی، حبیب سماعی نوازنده برجسته سنتور، داریوش رفیعی که نامش با زهره پیوند خورده است، قمرالملوک وزیری نخستین خواننده زن ایرانی در دوران معاصر، مشیر همایون نخستین نگارنده نت برای پیانو در ایران، حسین تهرانی که صدای سرپنجه های طلایی اش بر تنبک هنوز هم گوش هر شنونده ای را می نوازد و نورعلی خان برومند، ردیف دان مشهور که تار، سه تار، تنبک و ویولن را چه استادانه می نواخت و تو که به اینجا آمده ای، تنها کافی است از توری فلزی کرم رنگی که فضای گورستان را از خانقاه جدا کرده بگذری و دل به آوای دلنشینی بسپری که پس از این همه سال، همچنان روحت را می نوازد و تو را به سوی خود فرا می خواند. آری اینجا آرامگاه ابدی روح الله خالقی، آفریدگار تا بهار دلنشین و ترانه همیشه جاودان ای ایران است؛ هم او که سرگذشت موسیقی ایران را به رشته تحریر درآورد. آن سوتر، مزار مرتضی محجوبی است با سنگ قبری شکسته و قطعه قطعه شده که پیانویی سنگی با نقشی از کلید سل بر آن نقش بسته، بهتر است سراغی از ابوالحسن خان صبا نگیری چون اثری از سنگ مزار او نمی یابی.

ایرج میرزا، نخستین هنرمندی است که در سال ۱۳۴۴ و بنا به خواست خود در باغ خانقاه صفی علیشاه به خاک سپرده شد و از آن پس بود که این مکان، هنرمندان بسیاری را در دل خود جای داد. ملک الشعرای آستان قدس رضوی، محمدتقی بهار نیز اینجا آرمیده است. ظهیرالدوله اما میزبان سیاستمداران هم هست: مستشارالدوله صادق، از رجال دوره مشروطه که در تدوین قانون اساسی مشروطه دخالت داشت، حسن تقی زاده، از فعالان جنبش مشروطه و اولین رییس مجلس سنا و محمد مسعود، مدیر روزنامه “مرد امروز” که در ۲۵بهمن ۱۳۲۶ به دست یکی از افسران شاخه نظامی حزب توده کشته شد. در ۲۵بهمن ۱۳۳۰ مراسم سالگرد مسعود در ظهیرالدوله در حالی برگزار شد که دکتر سیدحسن فاطمی وزیر خارجه کابینه مصدق در آغاز سخنرانی درباره مسعود با شلیک گلوله ای غرق در خون بر مزار مسعود افتاد. مزاری که امروز با شیشه غبار گرفته ای محافظت می‌شود.

دیگر اما از پیرزن معروف ظهیرالدوله و غرغرهایش خبری نیست. پیر زنی که با تمام بدخلقی‌هایش، بخشی از هویت ظهیرالدوله بود، مدت‌هاست به دیاری دیگر کوچیده و حالا نوه‌اش، هر پنج‌شنبه از ۱۰ صبح تا پنج بعد از ظهر، در به‌روی زیارت‌کنندگان ظهیرالدوله می‌گشاید؛ ۲۰۰۰ تومان از هر نفر می‌ستاند و اجازه ورود می‌دهد. البته بهای ورود برای کسانی که دوربین عکاسی یا فیلمبرداری دارند متفاوت است. خبری هم از بروشور و کاتالوگ نیست. باید خود، قبر هنرمندان را پیدا کنی؛ گوشه‌ای ازظهیرالدوله، در یکی ازاتاقک‌ها چند قطعه‌ای عکس گذاشته و می‌فروشند. تصاویری از رهی معیری، قمرملوک وزیری و بیش ازهمه فروغ فرخزاد حتی با تصویرسنگ قبرهاشان. گاه در میان عکس‌ها، مجموعه شعرهای فروغ را هم می‌توان یافت. مجموعه‌ها و عکس‌هایی که مشتری چندان ندارند.

گورستان‌هایی که می‌توانند باغ مشاهیر شوند

معصومه شعبان‌پور، کارشناس ارشد سازمان میراث فرهنگی، ظهیرالدوله در شمار گورستان‌های معاصر می‌داند؛ یعنی گورستان‌هایی که در سده اخیر شکل گرفته‌اند و ارزش و اعتبارشان، بیشتر به واسطه افرادی است که در آن دفن شده اند، نه به خاطر سنگ قبرها یا اموال منقولی که در قبرستان‌های تاریخی وجود دارد و آنچه موجب حفاظت از گورستان‌های معاصر می‌شود، میزان دلبستگی مردم به افرادی است که در آن به خاک سپرده شده‌اند. به همین خاطر باید دید که جامعه معاصر تا چه اندازه با مفاخر و مشاهیر خود آشناست و به مدفن مشاهیر خود، احساس تعلق دارد؛ برای نمونه بسیاری از افراد، “شاهنامه” می‌خوانند، اما چه میزان از این شاهنامه‌خوانان به توس می‌روند و از آرامگاه فردوسی دیدن می‌کنند.

چند درصد کسانی که به قصد زیارت به مشهد می‌روند از توس دیدن می‌کنند و حالا از میان کسانی که به توس می‌روند، سری هم به مهدی اخوان ثالث می‌زنند و فاتحه‌ای نثارش می‌کنند؟! پس از سال‌ها ما تازه به این نتیجچه رسیده‌ایم که می‌توان برخی مراسم فرهنگی را در آرامگاه سعدی و حافظ اجرا کرد اما سهم معاصران چقدر است؟! به جرات می‌توان گفت: هیچ. چرا که هنوز مردم و متولیان فرهنگی به این باور نرسیده‌اند که متولی حفاظت از آرامگاه احمد شاملو، تنها خانواده او نیستند؛ او به تمامی کسانی تعلق دارد که شعر نو می‌خوانند و اشعار این شاعر بزرگ را دوست دارند، در مورد موسیقی‌دانان و نقاشان و باقی هنرمندان مشهور و معروف هم، وضعیت به همین گونه است اما در کشور ما نهادی نیست که این طیف‌ها را هدایت کند و به نمایندگی از آنان به نگهداری و حفاظت از آرامگاه و حتی قبور هنرمندان بپردازد، اگرچه این نوع فضاها، همواره محل یک سری جدال‌های فرهنگی هم هست.

به هر حال درمورد گورستان‌های معاصر چون ظهیرالدوله باید بپذیریم که کالبد این اماکن در حال حاضر، ارزش چندانی ندارد و محتوای آنهاست که به این گورستان‌ها، ارزش و اعتبار می‌بخشد و سازمان میراث فرهنگی باید به جای مداخله مستقیم در اینگونه فضاها به معرفی اندیشه و تفکر کسانی بپردازد که به این گورستان‌ها، معنی داده‌اند و چه خوب اگر بعضی مراسم فرهنگی در این مکان‌ها اجرا شود از این‌رو سازمان نامبرده، وزارت ارشاد یا شهرداری‌ها می‌توانند با خرید زمین‌های پیرامون گورستان‌های معاصر و ثبت این‌‎گونه فضاها، به دور از همه جانبداری‌های سیاسی به معرفی مفاخر علمی، ادبی و هنری معاصر به جوانانی بپردازد که هر روز بیشتر از دیروز با خود و ریشه‌های فرهنگی و هنری‌شان فاصله می‌گیرند.

و اما گورستان ظهیرالدوله نه پار و پیرار که سال ۱۳۷۷ به شماره ۲۰۰۱ به ثبت رسیده اما هنوز نه تنها به یکی از قطب‌های گردشگری ادبی در تهران تبدیل نشده که مسئولان گوشه‌ای از مشکلات بی‌شمار آن را نیز برطرف نکرده‌اند.

منبع: هنر آنلاین – گزارش: زهره نیلی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.